سرمایه‌های دل

سه‌شنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸۳

 

آزموديم جهان جمله غمي بيش نبود

كار و بار همه عالم ستمي بيش نبود

آرزو ميدود از پيش و اجل از پي او

عمر گوئي كه گريز از عدمي بيش نبود

گرچه گفتند خطا بر قلم صنع نرفت

خط تقدير خطاي قلمي بيش نبود

راز تقدير ز گلبرگ شقايق خواندن

كه همه رونق گل صبحدمي بيش نبود

عاشقان را ز ازل فيض جنون حاصل شد

ور نه ليلي به بيابان صنمي بيش نبود

نقش زيباي رخي در دل ما پنهان بود

ور نه ابروي كج دوست خمي بيش نبود

دلم از ظلمت انديشه دونان آشفت

كه بجز قلب سيهشان كرمي بيش نبود

نازم آن رند رياسوز صراحي كش را

كه جهان در نظرش از درمي بيش نبود

در دو چشمم زغمش دوش چنان طوفان بود

كه خزر نيز در آن ورطه نمي بيش نبود

 

استاد محمد علی واشقانی فراهانی(طوفان)

نیما

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك]

نیما

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ

مهربوناي همراه

*******
*****
***
*

باغ باران
كلبه برفي من
محبت و زيبايي
حريم دل
آبي آرام بلند
دلتنگي‌هاي من
زندگي زيباست
آواز پر جبرئيل
لحظه تازه
باران مهر
مرواريد عرفان
تک نهال باغ عشق
پاييز امسال
باغ دوستي
دلم چون درياست
همسفر مهتاب
گل هيچ
ديونه بودن عيب نيست
ندا
نفس‌هاي رنگي
صداي سنگين سکوت
سروش آسماني، سرود رهايي
مي و ني
يادداشتهاي يک رهگذر
آنارام
آزاد، چون پرنده
نکته‌دان
قطره اشك
آسمان عطش
بادبادك شكسته
سيندرلا
شهرزاد
گوهر زمان
و چه تنها
صد سال تنهايي
پرم از خالي
اكنون‌ِ جاودانه
جوان دینه کوه
هنر زندگی
رنگين كمان
راهی به آسمان