سرمایه‌های دل

شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸۳

 

اي جوان!

تو ميداني و همه ميدانند كه زندگي از تحميل لبخندي بر لبان من، از آوردن برق اميدي در نگاه من، از برانگيختن موج شعفي در دل من عاجز است.

تو ميداني و همه ميدانند كه شكنجه ديدن بخاطر تو، زنداني كشيدن بخاطر تو و رنج بردن بپاي تو تنها لذت بزرگ زندگي من است. از شادي توست كه من در دل ميخندم، از اميد رهايي توست كه برق اميد در چشمان خسته ام مي درخشد و از خوشبختي توست كه هواي پاك سعادت را در ريه هايم احساس ميكنم.

نمي توانم خوب حرف بزنم، نيروي شگفتي را كه در زير اين كلمات ساده و جمله هاي ضعيف و افتاده پنهان كرده ام درياب! در ياب! من تو را دوست دارم. همه زندگيم و همه روزها و همه شبهاي زندگيم ، هر لحظه از زندگيم بر اين دوستي شهادت ميدهند، شاهد بوده اند و شاهد هستند آزادي تو مذهب من است، خوشبختي تو عشق من است و آينده تو تنها آرزوي من است.

دکتر شريعتی

نیما

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك]

نیما

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ

مهربوناي همراه

*******
*****
***
*

باغ باران
كلبه برفي من
محبت و زيبايي
حريم دل
آبي آرام بلند
دلتنگي‌هاي من
زندگي زيباست
آواز پر جبرئيل
لحظه تازه
باران مهر
مرواريد عرفان
تک نهال باغ عشق
پاييز امسال
باغ دوستي
دلم چون درياست
همسفر مهتاب
گل هيچ
ديونه بودن عيب نيست
ندا
نفس‌هاي رنگي
صداي سنگين سکوت
سروش آسماني، سرود رهايي
مي و ني
يادداشتهاي يک رهگذر
آنارام
آزاد، چون پرنده
نکته‌دان
قطره اشك
آسمان عطش
بادبادك شكسته
سيندرلا
شهرزاد
گوهر زمان
و چه تنها
صد سال تنهايي
پرم از خالي
اكنون‌ِ جاودانه
جوان دینه کوه
هنر زندگی
رنگين كمان
راهی به آسمان