سرمایه‌های دل

چهارشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸۳

 

بر سر خاك پدر، دختركي

صورت و سينه به ناخن مي خست

كه نه پيوند و نه مادر دارم

كاش روحم به پدر مي پيوست

گريه ام بهر پدر نيست كه او

مرد و از رنج تهيدستي رست

زان كنم گريه كه اندر يم بخت

دام بر هر طرف انداخت،گسست

شصت سال آفت اين دريا ديد

هيچ ماهيش نيافتاد به شست

پدرم مرد ز بي دارويي

واندرين كوي سه داروگر هست

دل مسكينم از اين غم بگداخت

كه طبيبيش به بالين ننشست

سوي همسايه پي نان رفتم

تا مرا ديد در خانه ببست

آب دادم به پدر چون نان خواست

ديشب از ديده من آتش جست

هم قبا داشت ثريا هم كفش

دل من بود كه ايام شكست

اين همه بخل چرا كرد مگر

من چه ميخواستم از گيتي پست

سيم و زر بود خدايي گر بود

آه از اين آدمي ديو پرست

 

شادروان پروين اعتصامي

 

نیما

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك]

نیما

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ

مهربوناي همراه

*******
*****
***
*

باغ باران
كلبه برفي من
محبت و زيبايي
حريم دل
آبي آرام بلند
دلتنگي‌هاي من
زندگي زيباست
آواز پر جبرئيل
لحظه تازه
باران مهر
مرواريد عرفان
تک نهال باغ عشق
پاييز امسال
باغ دوستي
دلم چون درياست
همسفر مهتاب
گل هيچ
ديونه بودن عيب نيست
ندا
نفس‌هاي رنگي
صداي سنگين سکوت
سروش آسماني، سرود رهايي
مي و ني
يادداشتهاي يک رهگذر
آنارام
آزاد، چون پرنده
نکته‌دان
قطره اشك
آسمان عطش
بادبادك شكسته
سيندرلا
شهرزاد
گوهر زمان
و چه تنها
صد سال تنهايي
پرم از خالي
اكنون‌ِ جاودانه
جوان دینه کوه
هنر زندگی
رنگين كمان
راهی به آسمان