سرمایه‌های دل

پنجشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸۳

 

   

   در دل آتش نشستن كار آساني نبود           راه را بر اشك بستن كار آساني نبود

   با غروري هم قد و بالاي بام آسمان             بارها در خود شكستن كار آساني نبود

                                     بارها اين دل به جرم عاشقي

                                      زبر سنگيني بار غم شكست

 

سلام، سلام به همه شما مهربونا،

نميدونم ديشب برنامه هزار راه نرفته را ديدين يا نه . برنامه عجيبي بود؛ زندگي خانمي بود كه پس از قريب ده سال زندگي مشترك و داشتن دو دختر ، حدود دو سال  پيش از همسرش جدا شده و به اظهار خودش در اين مدت چندين بار با شوهرش تماس گرفته و خواهش كرده بود كه بار ديگر با هم زندگي كنند ولي او هرگز راضي به اين كار نشده بود . التماسهاي مكرر او از همسر و خانواده اش در همين برنامه هم دل هر بيننده اي را متاثر مي ساخت.

   او كه حاضر بود از اولين و ابتدائي ترين خواسته هاي طبيعي خود ( كه البته خودش آنها را كوتاهيهايش در زندگي مشتركشان مي دانست) بگذرد تنها در قبال اينكه سايه آن مرد رويائي بر سر او و بچه هايش باشد نشان از چه داشت؟ آيا جز عشق و محبت همسرانه و مادرانه بود؟ اگر چنين بود چرا همسر رويائي او در طول اين مدت نسبتاً زياد آنرا نفهميد؟ يا او زندگي را از زاويه ديگري ديده بود كه حتي حاضر نشده ديدن بچه هايش بهانه اي باشند براي نزديكي اش به زندگي قبلي؟

   نمي دانم ولي با نوشتن اينهمه خواستم بگويم:

 

        

       زندگي زيباست اي زيبا پسند            زنده انديشان به زيبايي رسند

      آنقدر زيباست اين بي بازگشت        كز برايش مي توان از جان گذشت

 

 

نیما

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك]

نیما

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ

مهربوناي همراه

*******
*****
***
*

باغ باران
كلبه برفي من
محبت و زيبايي
حريم دل
آبي آرام بلند
دلتنگي‌هاي من
زندگي زيباست
آواز پر جبرئيل
لحظه تازه
باران مهر
مرواريد عرفان
تک نهال باغ عشق
پاييز امسال
باغ دوستي
دلم چون درياست
همسفر مهتاب
گل هيچ
ديونه بودن عيب نيست
ندا
نفس‌هاي رنگي
صداي سنگين سکوت
سروش آسماني، سرود رهايي
مي و ني
يادداشتهاي يک رهگذر
آنارام
آزاد، چون پرنده
نکته‌دان
قطره اشك
آسمان عطش
بادبادك شكسته
سيندرلا
شهرزاد
گوهر زمان
و چه تنها
صد سال تنهايي
پرم از خالي
اكنون‌ِ جاودانه
جوان دینه کوه
هنر زندگی
رنگين كمان
راهی به آسمان