سرمایه‌های دل

پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۳

در راه زندگی

جواني شمع ره كردم كه جويم زندگاني را

نجستم زندگانـــي را و گم كـردم جواني را

كنون با بار پيــري آرزومندم كه برگـردم

به دنبال جوانـــي كـوره راه زندگانــــي را

به ياد يار ديرين كاروان گم كـرده راهانـم

كه شب در خــواب بيند همرهان كارواني را

بهاري بود و ما را هم شبابي و شكر خوابي

چه غفلت داشتيم اي گل شبيخون جواني را

چه بيداري تلخي بود از خواب خوش مستي

كه در كامم به زهر آلود شهد شادمانـــي را

سخن با من نمي گوئي الا اي همزبـان دل

خدايــا بــا كـه گويم شكوه بي همزباني را

نسيم زلف جانان كو؟ كه چون برگ خزان ديده

به پاي سرو خود دارم هواي جانفشانـــي را

به چشم آسمانـي گردشي داري بلاي جان

خدايـــا بر مگردان اين بلاي آسمانـــي را

نميري شهريار از شعر شيرين روان گفتـن

كه از آب بقا جوئيـــد عمــــر جاودانـي را  

 

 

نیما

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك]

نیما

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ

مهربوناي همراه

*******
*****
***
*

باغ باران
كلبه برفي من
محبت و زيبايي
حريم دل
آبي آرام بلند
دلتنگي‌هاي من
زندگي زيباست
آواز پر جبرئيل
لحظه تازه
باران مهر
مرواريد عرفان
تک نهال باغ عشق
پاييز امسال
باغ دوستي
دلم چون درياست
همسفر مهتاب
گل هيچ
ديونه بودن عيب نيست
ندا
نفس‌هاي رنگي
صداي سنگين سکوت
سروش آسماني، سرود رهايي
مي و ني
يادداشتهاي يک رهگذر
آنارام
آزاد، چون پرنده
نکته‌دان
قطره اشك
آسمان عطش
بادبادك شكسته
سيندرلا
شهرزاد
گوهر زمان
و چه تنها
صد سال تنهايي
پرم از خالي
اكنون‌ِ جاودانه
جوان دینه کوه
هنر زندگی
رنگين كمان
راهی به آسمان