سرمایه‌های دل

یکشنبه ۱٧ خرداد ۱۳۸۳

 

من از خدا خواستم به من توان و نيرو دهد

و او بر سر راهم مشکلاتی قرار داد تا نيرومند شوم

 من از خدا خواستم به من عقل و خرد دهد

و او پيش پايم مسائلی گذاشت تا آنها را حل کنم

من ازخدا خواستم به من ثروت عطا کند

و او به من فکر داد تا برای رفاهم بيش تر تلاش کنم

من از خدا خواستم به من شهامت دهد

و او خطراتی در زندگيم پديد آورد تا بر آنها غلبه کنم

من از خدا خواستم به من عشق دهد

و او افراد زجر کشيده ای را نشانم داد تا به آنها محبت کنم

من از خدا خواستم به من برکت دهد

و خدا به من فرصت هايی داد تا از آنها بهره مند شوم

 

شايد من ظاهراٌ هيچ کدام از چيز هايی را که از خدا خواستم ، دريافت  نکردم

ولی به همه ی چيز هايی که نياز داشتم ، رسيدم

 

نقل از کتاب عشق بدون قيد و شرط

 

نیما

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك]

نیما

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ

مهربوناي همراه

*******
*****
***
*

باغ باران
كلبه برفي من
محبت و زيبايي
حريم دل
آبي آرام بلند
دلتنگي‌هاي من
زندگي زيباست
آواز پر جبرئيل
لحظه تازه
باران مهر
مرواريد عرفان
تک نهال باغ عشق
پاييز امسال
باغ دوستي
دلم چون درياست
همسفر مهتاب
گل هيچ
ديونه بودن عيب نيست
ندا
نفس‌هاي رنگي
صداي سنگين سکوت
سروش آسماني، سرود رهايي
مي و ني
يادداشتهاي يک رهگذر
آنارام
آزاد، چون پرنده
نکته‌دان
قطره اشك
آسمان عطش
بادبادك شكسته
سيندرلا
شهرزاد
گوهر زمان
و چه تنها
صد سال تنهايي
پرم از خالي
اكنون‌ِ جاودانه
جوان دینه کوه
هنر زندگی
رنگين كمان
راهی به آسمان