اي جوان! <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

تو ميداني و همه ميدانند كه زندگي از تحميل لبخندي بر لبان من، از آوردن برق اميدي در نگاه من، از برانگيختن موج شعفي در دل من عاجز است.

تو ميداني و همه ميدانند كه شكنجه ديدن بخاطر تو، زنداني كشيدن بخاطر تو و رنج بردن بپاي تو تنها لذت بزرگ زندگي من است. از شادي توست كه من در دل ميخندم، از اميد رهايي توست كه برق اميد در چشمان خسته ام مي درخشد و از خوشبختي توست كه هواي پاك سعادت را در ريه هايم احساس ميكنم.

نمي توانم خوب حرف بزنم، نيروي شگفتي را كه در زير اين كلمات ساده و جمله هاي ضعيف و افتاده پنهان كرده ام درياب! در ياب! من تو را دوست دارم. همه زندگيم و همه روزها و همه شبهاي زندگيم ، هر لحظه از زندگيم بر اين دوستي شهادت ميدهند، شاهد بوده اند و شاهد هستند آزادي تو مذهب من است، خوشبختي تو عشق من است و آينده تو تنها آرزوي من است.

دکتر شريعتی

/ 4 نظر / 4 بازدید
mojdeh

شريعتی يه نابغه بود

محبوبه

سلام دوست عزيز خيلی زيبا بود هميشه متنهای جالبی از دکتر شريعتی انتخاب می کنی... دوست داشتن خيلی زيباست... ممنونم از حضور سبزت.. هميشه شاد و سبز باشيد.

سوشیانت

سلام...ممنون که بهم سر زدی..بازم بيا پيشم...

یگانه

سلام نيمای مهربانم . بابا ای ول آپديت می کنی ولی خبر نمی کنی . متن قشنگی از شريعتی رو انتخاب کرده بودی .زيبا و پر از مفهوم . رفتی بالاخره دنبال کتاباش. به جای ما هم بخون ;). موفق باشی .bye bye