بلوغ چشمه ساراني،  طنين نبض باراني<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

تو را من دوست ميدارم و ميدانم كه ميداني

به رنگ عشق مي آيي سبويي از غزل بر دوش

برايم شعر باران را چه غمگينانه ميخواني

براي قفل تنهايي كليد سبز پيوندي

به روي پله هاي شك صداي پاي ايماني

ز فانوس شقايقها ضريح عشق نورانيست

چراغ لاله ميسازد شب ما را چراغاني

كتابي واژه هايش نو، سرودي ترجمانش عشق

جهان در چشم من شعريست رازآلود و پنهاني

غريق حيرتم اما اميد مبهمي باقيست

هواي ساحلي دارم در اين درياي طوفانی

 

آسمان رشک برد بهر زمينی که در او        دو نفر يک دو نفس بهر خدا بنشينند

/ 3 نظر / 4 بازدید
گل هيچ!

شعر زيبايي بود..من عاشق شعر هاي باحالم...موفق باشي...

asman

زيبا بود