در دل آتش نشستن كار آساني نبود           راه را بر اشك بستن كار آساني نبود<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

   با غروري هم قد و بالاي بام آسمان             بارها در خود شكستن كار آساني نبود

                                     بارها اين دل به جرم عاشقي

                                      زبر سنگيني بار غم شكست

 

سلام، سلام به همه شما مهربونا،

نميدونم ديشب برنامه هزار راه نرفته را ديدين يا نه . برنامه عجيبي بود؛ زندگي خانمي بود كه پس از قريب ده سال زندگي مشترك و داشتن دو دختر ، حدود دو سال  پيش از همسرش جدا شده و به اظهار خودش در اين مدت چندين بار با شوهرش تماس گرفته و خواهش كرده بود كه بار ديگر با هم زندگي كنند ولي او هرگز راضي به اين كار نشده بود . التماسهاي مكرر او از همسر و خانواده اش در همين برنامه هم دل هر بيننده اي را متاثر مي ساخت.

   او كه حاضر بود از اولين و ابتدائي ترين خواسته هاي طبيعي خود ( كه البته خودش آنها را كوتاهيهايش در زندگي مشتركشان مي دانست)بگذرد تنها در قبال اينكه سايه آن مرد رويائي بر سر او و بچه هايش باشد نشان از چه داشت؟ آيا جز عشق و محبت همسرانه و مادرانه بود؟ اگر چنين بود چرا همسر رويائي او در طول اين مدت نسبتاً زياد آنرا نفهميد؟ يا او زندگي را از زاويه ديگري ديده بود كه حتي حاضر نشده ديدن بچه هايش بهانه اي باشند براي نزديكي اش به زندگي قبلي؟

   نمي دانم ولي با نوشتن اينهمه خواستم بگويم:

 

        

       زندگي زيباست اي زيبا پسند            زنده انديشان به زيبايي رسند

      آنقدر زيباست اين بي بازگشت        كز برايش مي توان از جان گذشت

 

 

/ 11 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
niusha

تنها يک روز در سراسر حيات کافي ست، نگاه از گذشته بر گير و بر آن غبطه مخور، چرا که از دست رفته است، در غم آينده نيز مباش، چرا که هنوز فرا نرسيده است، زندگي را در همين لحظه بگذران، و آن را چنان زيبا بيافرين که ارزش بياد ماندن را داشته باشد برگرفته از کتاب : دل به روياها سپار – آيدا اسکات تايلور

بارکد

salam...rastesh man ba didane in barname ha asabam daghon mishe..yani inghadr bazi az maha vase zendegimon .......... vaghean jae fekr o taamol dare.....mardi ham az dare az beyn mire..kam kam...man mimonam..to mimoni...dige ki has???

خاطره ي سبز

سلام ،،وافعا زيباست ؟!!!! کجاش ؟؟؟؟من که زيبايی از اين زندگی نديدم ،،هر چی بود زشتی بود و پليدی ،ريا و .....

مهرداد

سلام... زندگی زيباست ولی زشتی هم داره... مهم اينه که بتونيم هر دوش رو ببينيم از زيبايی ها لذت ببريم و از زشتيها نهراسيم و تحملشون کنيم... شايد اون مرد نمی خواست دوباره تجربه های قبل براش تکرار بشه م مطمئن باشه که نميتونه با ياون زن بسازه... شايد بد تر بشه.. الله اعلم... از ديدن وبلاگتون خوشحال شدم... تا بعد ...

ghazal

سلام.زندگی واقعا چيزه غريبيه....از اين که به من سری زديد ممنونم موفق باشی..

یوحنا

دوست خوبم سلام اما تو چه فکر می کنی آنچه مرد را می راند ودل سير می کند حد است بقدری عرصه بر او تنگ می شود که باز گشتی نخواهد بود ... کاش پای درد دل آن مرد نيز می نشستيم ...

یگانه

سلام نیمای مهربانم . من چون اون برنامه رو ندیدم چیزی ندارم که بگم :( . ولی این رو می دونم مادر ها برای آسایش بچه هاشون همه کار می کنند .

hamoon

زندگی؟ زيباست؟‌ اوه! دستم نيندازيد!

zahra

سلام...ممنون كه بهم سرزدي...بازم اونورا بيا خوشحال ميشم...موفق باشي.

مهسا

ای کاش جايی می بود که زنده انديشی می آموختيم...دوست عزيز دلت هميشه شاد.