قلم در دست من مانند آب است / خجالت ميکشم خطم خراب است

کاری به معنی شعر نداشتيم فقط دوست داشتيم حتماْ يک بيت شعر روی کارت تبريک سال نومون بنويسيم شايد فکر ميکرديم اينطوری قشنگ تر يا نميدونم باکلاس تر ميشه.معمولاْ هم اين بيت شعری که می نوشتيم هيچ ربطی به بقيه نوشته ها نداشت.

نمک در نمکدان شوری ندارد / دل من طاقت دوری ندارد   

ای نامه که ميروی به سويش / از جانب من ببوس رويش

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد/خواهان کسی باش که خواهان تو باشد

و يا خيلی ديگه از اين قبيل.

 همه اينها رو نوشتم که برسم به اين بيت آخر؛ شايد اون موقع معنيشو خوب نميدونستم ولی اينقدر نوشته بودم که خيلی وقتها همينطوری با خودم زمزمه اش ميکردم غافل از آنکه همين يک بيت شعر يکی از مهمترين اصول زندگی است و من که از همان دوران دبستان اونو بلدبودم هيچ وقت ندونستم يا نتونستم ازش استفاده کنم.شما چطور؟ اصلا به اين موضوع فکر کرديد؟ 

/ 0 نظر / 6 بازدید