دوش برای ذهن...

 

عادت کرده ایم هر روز دوش بگیریم، اما یادمان می رود که ذهن مان هم به دوش نیاز دارد.

گاهی با یک غزل حافظ می توان دوش ذهنی گرفت و خوابید؛ یک شعر از فروغ، تکه ای از بیهقی، صفحه ای از مزامیر، عبارتی از گراهام گرین، جمله ای از شکسپیر، خطی از نیما، ولی غافلیم.
شبانه روز چقدر خبر و گزارش و مطلب آشغال می تپانیم توی کله مان؟ بعد هم با همان کله ی بادکرده به رختخواب می رویم و توقع داریم در خواب پدربزرگ مان را ببینیم که یک گلابی پوست کنده و با لبخند می گوید بفرما!

"زنده یاد عباس معروفی"

/ 3 نظر / 16 بازدید
سعیده عباسی

سلام مهربان متن بسیار جالبی بود... با متن جدیدم به روزم و منتظر حضورتان[گل]

گيسو

اره راست مي گي بعضي وقتها اينقدر درگير زندگي مي شيم كه يادمون ميره قبلا خيلي چيزهاي خوب بوده كه مي تونسته حالمون رو بهتر كنه .

گيسو

ممنون كه سر زدي خودم هم نمي دونم چي مي گم ولي از اين همه فشار زندگي خسته شدم .دليل نوشته هاي بي سرو تهم فقط همينه.