صلح واقعی

روزي پادشاهي اعلام كرد به كسي كه بهترين نقاشي صلح را بكشد جايزه بزرگي خواهد داد.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

هنرمندان زيادي نقاشي هايشان را براي پادشاه فرستادند و او از ميان آنها به دو مورد نقاشي علاقه مند شد .

نقاشي اول ، درياچه اي آرام با كوه هاي صاف و بلند بود . بالاي كوه ها هم آسمان آبي با ابرهاي سفيد كشيده شده بود .

در نقاشي دوم هم كوه بود ، ولي كوهي ناهموار و خشن و در بالاي كوه هم آسماني خشمگين رعد و برق مي زد و باران تندي مي باريد و در پايين كوه آبشاري با آبي خروشان كشيده شده بود .

وقتي پادشاه از نزديك به نقاشي نگاه كرد ، ديد كه پشت آبشار روي سنگ ترك خورده اي بوته اي روييده و روي بوته هم پرنده اي لانه ساخته و روي تخم هايش آرام نشسته است .

پادشاه نقاشي دوم را انتخاب كرد . همه اعتراض كردند ولي پادشاه در جواب آنها گفت : صلح در جايي كه مشكل و سختي نيست ، معني ندارد ، صلح واقعي وقتي است كه قلب شما با وجود همه مشكلات آرام و مطمئن باشد و اين معني واقعي صلح است .

/ 4 نظر / 6 بازدید
hoda

سلام.داستان جالبی بود. ادمو به فکر می بره. حرف واقعا درستيه... سبز باشی

فرزاد

سلام وبلاگ حيلي باحالي داري ولي حيف که از عکس استفاده نکردي آخه يه عکس مي تونه يه دنيا مفهوم رو برسونه . درسته که اين کار تو پرشين بلاگ سخته ولي من يه راه حل برات دارم کافيه به آدرس URL مراجعه کني و طبق راهنمايي اونجا عمل کني اگه مشکلي داشتي بهم ميل بزن اگرم موفق شدی يه ميل بهم بزني ممنون ميشم.فعلا قربانت

NEDA

سلام . خيلی جالب بود . هر دو مورد نشانه صلحه ولی مورد دوم يعنی تو آشوب صلحتره . شادشاد باشی .

سارا

سلام...علی بود...خيلی قشنگ صلحو توصيف کرده...ممنونم.