من آموخته ام ... <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

آموخته ام كه ؛ انسان بزرگ در اندوه آنچه ندارد فرو نمي رود ، بلكه از آنچه دارد لذت مي برد .
آموخته ام كه ؛ اگر نمي توانم ستاره باشم لزومي هم ندارد كه ابر باشم .
آموخته ام كه ؛ ايمان يعني خواستن بدون انصراف و توكل بدون انقطاع.
آموخته ام كه ؛ وظيفه سبب مي شود تا كارها را به خوبي انجام دهم ، اما عشق كمك مي كند تا آنها را به زيبايي انجام دهم .
آموخته ام كه ؛ آينده چيزي نيست كه برايم بوجود آمده است بلكه خود آن را به وجود مي آورم .
آموخته ام كه ؛ هميشه آخرين كار من بهترين كار من باشد ، پس جا براي بهتر شدن هميشه باز است .
آموخته ام كه ؛ زندگي فعلي من حاصل تمام انتخابهايي است كه داشته ام ولي اين بدان معنا نيست كه نمي توانم از خود تصوير جديدي ترسيم كنم .
آموخته ام كه ؛ هنگام مواجهه با كاري سخت ، طوري عمل كنم كه انگار شكست غير ممكن است .
آموخته ام كه ؛ هميشه با باورهايم زندگي كنم و انگيزه هايم را شعله ور نگاه دارم .

 

پل هاي چوبي كوچك برفراز رودخانه ها را خراب نكن ؛ اگر بداني چند بار مجبور به گذشتن از آن رودخانه خواهي بود مطمئنا شگفت زده خواهي شد.

توقع  نداشته باش كه زندگي هميشه زيبا و منصف باشد .

هيچ گاه قدرت خود را براي ايجاد تغيير در ديگران ؛ دست بالا نگير.

همدلي را بياموز و سعي كن از دريچه چشم ديگران به دنياي پيرامون خود نگاه كني .

 

/ 2 نظر / 4 بازدید
حميد رضا

آموخته‌اي که عشق سوزان است ؟. سوزشی که تا ابديت می‌ماند؟