صبح است ساقيا قدحی پر شراب کن

نميدونم چرا اول صبحی اونم تو اين ماه مبارک با چنين شعری شروع کردم شايد .......

بگذريم. چند روزيست دوباره به روال قديم دلم زود زود ميگيرد حوصله هيچ کس حتی خودمم ندارم.اصلاْ نميدونم تو زندگيم چی ميخوام، تو اين سی و اند سالی که از خدا عمر گرفته ام درسته خيلی چيزا تو زندگيم کم داشتم و حتی خليهاشو الانش هم ندارم ولی در مجموع بد زندگی نکرده ام و شايد چيزهايی داشته و دارم که خيلی ها دنبالش هستند ولی مسئله ای که هميشه ناراحتم ميکنه اينه که چرا هميشه بعد از اينکه چيزی رو از دست ميدم ميفهمم که چی داشتم؟ آخه آدم يه اشتباهو چند بار تکرار ميکنه؟ بخدا موندم تو کار خودم.

بار خدايا به حرمت اين ايام ، ساعات و دقايق که خيلی برايم ارزشمندند توفيق ده آنگونه باشم که تو دوست داری و آن کنم که رضايت تو در آن باشد. آمين يا رب العالمين

/ 0 نظر / 4 بازدید